مستضعفی بگفتا صاحبدلان خدا را!
در زندگی امروزه ما هممون با یک سری چیزهایی سر و کار داریم که صرفا حکم نماد رو برای ما دارند.
یه عکس از مکه مکرمه یا مدینه منوره یا معشوق ماخره یا ....
ولی این که لزوما این نمادها چطوری جاشون رو در خانواده های ما باز کردند و خیلی هامون حتی فکر هم نمیکنیم که چرا فلان چیز شده نماد یا دکور زندگی ما در حالی که همون چیز یا کس یا ... هزار تا آدم رو تو کل زندگیشون گذاشته سر کار.
در این مطلب داستان حول و حوش حافظ میگرده.
متاسفانه اندر باب خیانت های پی در پی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران عزیز به فرهنگ فوق الاده جهانی شده ما با پدیده ای به نام حافظ که ظاهرا ورﮋن روشنفکرانه دکورهای شرقی در منازل اهل مطالعه و دانشجویان و فارق شدگان(البته از تحصیل)روبرو هستیم.
از شما چه پنهان :
در قیلم های ما تبلیغ عجیبی برای حافظ و شعر ایشون میکنند !
البته مهم شعر این شاعر نیست بیشتر داستان فال حافظ هست.
مسخره نیست آدمی که این قدر عمیق به زندگی . عشق. خداشناسی و... پرداخته رو ما لزوما به فال خلاصه کردیمش؟
اولا بنده صراحتا اعلام میکنم :
موجود ابلهی که از شعر حافظ برای اولین بار به جای فال استفاده کردی :
رسما تو روحت!
تو فیلم های ما هر وقت کسی گرفتار مصیبت عجیب و غریبی میشه به سراغ فال حافظ میره.
که اگر این مصیبت در مورد عشق یا فراق معشوق باشه بیتی حول و حوش:
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور !
و اگر در مورد مساﺌل مثلا عرفانی . خدا شناسی .فوت امام راحل (یکی از 12 بدون احتساب حضرت مهدی).یا مساﺌلی این چنین باشه بیتی در حول و حوش :
حافظ به خود نپوشید این خرقه می الود
ای شیخ پاک دامن معذور دار ما را
میاد
البته بدون ملاحظه این که آیا ربطی داره یا نه (که این هم از علم خیلی زیاد نویسنده هایسریال های ما میاد.)
به هر حال بیایم به مردم بفهمونیم که حافظ ارزش داره بیشتر از فال گرفتن هم براش زمان قاﺌل بشیم و میشه هفته ای 30 دقیقه مطالعه کرد نه فقط بزاریم تو کنج تاقچه و پز بیایم که:
ما هر وقت گرفتار میشم با حضرت حافظ مشورت میکنیم
وا مسیبتا

