تبليغاتX
ساز ایرانی
ساز ایرانی

ساز مهندس ساز!

همه دوستان اهل طرب کم و بیش در جریان برگزاری اولین نمایشگاه آثار صوتی و شنیداری مرتبط با موسیقی هستند.

مطلب پیش رو پیرامون کم و کاستی های این نمایشگاه از فضای کوچک سالن تا نبودن کسانی که باید بودند و... یا حتی اندک نکات قابل توجه مانند مناظره بین اساتید کیانی و علیزاده و.. نبوده و پیرامون اتفاقی که است. به اصطلاح نو آورانه در ساخت ساز سنتور .

سنتور آلتره:!!!!

بسی افسوس به حال کسانی که ساخت ساز را با سیم کشی برق و تعمیرات گیربکس ماشین اشتباه میگیرند.حیف که به علت گذشت چند روز از نمایشگاه اسم استاد مورد بحث را به خاطر نمی آورم ولی حالات عجیب و غریبی که بعد از شنیدن صدای سنتور مورد نظر در وجود خود احساس میکردم تا آخرین لحظات عمر در خاطرم میماند.

عجب حس غریبی بود ! واقعا تا آن روز آنچنان احساس تهوع شدیدی را که همراه با خنده ای انفجار گونه در سراسر وجودم موج میزد تجربه نکرده بودم.

صدایی که تن مرحوم ناظمی هم از شنیدنش در قبر لرزید (خندید!).

در غرفه مربوطه آقایی با کروات نشسته بود (حضرت استاد!)و آقایی هم بال بال زنان در حال قانع کردن مراجعان بود تا اثبات کند که صدای این سنتور به مانند صدای آن سنتور هاست که هر چه بنده پرسیدم که:

ببخشید آقا کدوم سنتور ها؟

ایشون جوابی ندادند.

نوبت به بنده رسید تا چند لحظه وقت اساتید را تلف کنم.

در مورد پل گذاری سنتور ابداعیشون پرسیدم .جواب دادند:

آقای مهندس(با دست به حضرت استاد اشاره کردند) یک سال تمام روی پل گذاری سنتور هاشون کارکردند تا صداش به صدای سنتور های طبیعی نزدیک بشه.(و من تازه فهمیدم که سنتور هم مانند الیاف طناب به دو نوع طبیعی و مصنوعی تقسیم میشود.)

در یک لحظه نگاهم به گوشه غرفه ایشان افتاد و سنتور های به قول حضرات اساتید طبیعی(غیر آلتره )سخت استاد را دیدم که تازه فهمیدم چه خبر است .واقعا برایم جالب بود که بدانم اگر مثلا آقای محسن راسخ ساز, ساز صفحه رویی ساز ساخت ایشان را می دید به چه حالتی می افتاد ؟!

وقتی که گفتم :

ببینید وقتی که ساز شایسته ای مانند ساز های مرحوم ناظمی یا سازهای آقای راسخ چند سالی نواخته میشوند و اصطلاحا به پختگی میرسند میگن حتی اگر که خرکی از خرک های ساز کج هست هم صافش نکنید چون صدای اون خرک دوباره کر میشه(عملا چوبی که در زیر خرک قرار میگیره خام و عمل نیامدست)

دیدم که چیزی شبیه به دود( دقت کنید شبیه به دود!) از بالای سر ایشان در حال عبور است و گفتند:

من اصلا به این چیزاش فکر نکردم .

مخلص کلام:

بار ها به خاطر میارم که از بسیاری از اسانید شنیدم که میگفتند برای نو آوری اول باید قدیم تر ها رو شناخت.

آدمی که حتی نمیدونه که هیچ ساز ساز ابلهی چوبی رو که گره 5 سانتی در وسطش هست برای صفحه ساز استفاده نمیگنه چه طور میخواهد سنتور جدیدی خلق کند.

دوستان قبول کنید ساز سازی با سیم کشی ساختمان تفاوت دارد.

یا حق

+ نوشته شده توسط پدرام جوادزاده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 16:3 |

                          

                     

 

پیش در آمد:

سال ها فکر به این که چرا دنیای پیرامون دائما در حال دگرگونی است و آدمی مجالی برای اخت شدن با مجهولات و معلومات اطراف خود نمیابد ذهن جویایم را می آزرد. آدم هایی را می دیم که در مقابل موج نو گرایی ساری و جاری در جامعه بی هیچ مقاوت و حتی نگاهی به پشت سر با سریع ترین سرعت ممکن حرکت میکنند و در مقابل انسان هایی که به شکلی عجیب در مقابل نو گرایی ایستادگی .

دراین وانفسا می دیدم که هر دو موج دائما در حال تکرار حرف هایی هستند که خود بار ها تکرار شده است.

بارها در مقابل کسانی که موسیقی ایرانی را به کم تحرکی .سکون و حتی بی انرژی بودن متهم میکردند . حرفی برای گفتن و نمونه برای ارائه نداشتم و ردای تسلیم را بالا میبردم.چرا که دوستان نه از عمق هنر شرق چیزی درک کرده بودند و نه حوصله ریاضت کشی چند ساله برای درک آن.

به هر حال در زمانی که دیگر از شنیدن و نواختن قطعات اساتید معاصر خسته و دلزده شده بودم چرا که باز هم تکرار و تکرار و باز هم تکراری ملال آور. و تمام لذتم در چرخ زدن در موسیقی قدیم و اندکی هم موسیقی آوازی معاصر خلاصه میشد. آلبومی به نام زبعد ما ما مننشر شد.

گروه سنتور نوازان و سیامک آقایی .

                     

فضای مسموم و خاک الود وبلاگ های موسیقیایی بود که از این فضای مجازی دور شدم و اندک انگیزه خرید و گوش سپردن به آثار جدید نیز از من دور شد. هر چند که عملا آثار جدید چنگی هم به دل نمیزد .و از آن طرف میدیدم که جز عده معدودی که دائما از سر و کولشان در حال صخره نوردی و بالا رفتن هستیم .عملا از کس دیگری نباید حرف زد چون بعضی ها ناراحت میشوند و فراموش کرده اند که دسته اول سال هاست که دنیای موسیقی را بدرود گفته اند و عالم هنر همیشه با تک ستاره هایش زنده است و مثل هر عرصه دیگری تک ستاره ها هر چند سال یکبار عوض میشوند.

در حالی که دور تا دور خود را غرق در سکونی عجیب می دیدم و دچار سرگشتگی شدیدی بودم که تا ما برسیم چه کسی حرکتی میکند. حرکتی دیدم بس شگرف به نام ز بعد ما.

که حس و انرژی عجیبی بود در هجوم گسستگی های روحی من بی قرار.

به هر حال زمانی به نوشتن مشغول شدم که همه شنیدند و دیدند و من دیگر به تعریف و تبلیغ متهم نخواهم شد.

نوشتم چون من به مانند عاشقی که به معشوق نیاز دارد در حالی که معشوق به او بی نیاز است عاشق چیزی شدم که که نیازی به حظور من ندارد.

در آمد:

فی الباب موسیقی ز بعد ما:

1- درود به شرف پاک کسانی که شجاعت ارائه اولین اثر رسمی گروه خود را به صورت تصویری به خرج داده اند.

2-ساز بندی این اثر اولین چیزی است که جلب نظر میکند. گروهی متشکل از 5 سنتور.

این که چطور 5 ساز با این حجم صوتی در کنار هم مینشینند و نتیجه حاصله صوتی با این سنوریته است چیزی است که تنها راه یافتن پاسخ آن شنیدن و دیدن ز بعد ما است..

3-گاهی به دو نوازی های سنتور گوش می سپردم و می دیدم که مطلب حاصله زیباست و گاهی پیچیده ولی تک تک خطوط نه زیبا بودند و نه پیچیده.

ولی در این اثر با 5 خط صوتی .اگر نگوییم تک تک خطوط زیباست حداقل پیچیده است و در کنار هم به نتیجه ای زیبا انجامیده است.

4- موسیقی ایرانی از نظر صداهای باس فقیر است . عملا بم ترین ساز ما عود بوده که آن هم نمیتواند چندان جبران ما فات کند. در گروه سنتور نوازان , سنتور باس به معنای واقعی کلمه به کار رفته است . شخصیتی مجزا نه این که ملودی نوازی صرف ولی با صدایی بم تر.

5-مبحث به ساز ها رسید . حیفم آمد نگویم که تمام ساز های مورد استفاده تحت تاثیر چند سال تمرین گروه به این تکامل رسیدند.ساز های 11 خرکی که ابعاد وصدادهی خاص خود را دارند.

6- قسمت هایی از اجرا با آوازی همراه بود که به نظر نگارنده عملا مد گردی خاص خود را داشت . نه تونیک و فواصل مشخص موسیقی ایرانی .هر چند که عملا جز فواصل موسیقی میهنی هم نبود.

7- چیز جالبی که در این اثر شنیدم ولی در بسیاری از قطعات و ملودی های چند صدایی نبود . چیزی بود که اساتید قدیم از آن به نام حال یاد میکنند. حالی که نمیدانم از صمیمیت و یک دلی اعضای گروه بود یا از دغدغه گروه برای اجرای موسیقی .شاید هم از هر دو.

  ۸-کوک این تعداد قابل توجه سیم   به تنهایی به اضافه تعداد ۵ سنتور با این تعداد سیم (هر کدام ۸۸  سیم و در مجموع ۴۴۰ سیم)  با این دقت از نکات قابل توجه اثر بود.      

                                                                                                                 

۹- در انتها بعد از بیان تاثیر ناشی از مصیبت وارده به مردم زلزله کشیده بم و زرند(که اثر به آنان تقدیم شده است) و به اوج رساندن این بیان (قطعه واقعه) امیدی به آینده و روشنی نوید داده میشود. قطعه انتهایی که فضا را کم و بیش متفاوت میکند. عملا قطعه ایست با ساختار موسیقی ترنس. باور این که از سازهای ایرانی این جنس موسیقی را میتوان استخراج کرد برایم سخت بود. نکته ای که اتفاق افتاد و روشنایی را نوید داد.

لازم به ذکر میدانم که تمام کلمات بالا حرف های نگارنده بود. نگارنده ای که نظرش با شنیدن این اثر به موسیقی چند صدایی عوض شد.(بهتر است اطلاعات مندرج در دفترچه داخل بسته اثر را بخوانید تا با صحبت ها و دغدغه های سیامک آقایی آشنا شده و نکات موسیقیایی این اثر را بهتر درک کنید)

                        

یا حق

نمونه های تصویری اثر:

                                 واقعه

شالی زار                                                     گریز

                                   6/1

+ نوشته شده توسط پدرام جوادزاده در دوشنبه سوم دی 1386 و ساعت 11:58 |