تبليغاتX
ساز ایرانی
ساز ایرانی

میدونید جذابیت ادیان آسمانی در چیه؟

چرا دین اسلام یا مسیحیت دنیا رو میگیرند ولی در دین بودا این اتفاق نمیفته.(حرفم هیچ ربطی به مقدسات ادیان اسمانی نداره!)

مهمترین دلیل اینه که این ادیان خداشون رو مثل ادیان بت پرستی جلوی چشم طرف نمیزارند.خدا تو اسمون هاست و تمام عمر باید سعی بکنیم  تا به خدا برسیم.و تازه وقت مردن همه به این نتیجه میرسند که ادم بدی بودند و تمام عباداتشون یک قرون هم ارزش نداره!!!

یک دلیل دیگه هم داره و اون اینه که تو این ادیان همیشه بحث از یه منجی هست که قراره بیاد و دنیا رو از تمام بدی ها پاک کنه.به همین دلیل هست که ماهمه نشستیم تا امام زمان بیاد تورم رو از بین ببره .نشستیم تا بیاد پول نفت رو بده به ما. نشستیم تا بیاد کاری کنه که ....(فقط شانس بیاریم وقتی اومد نگه موسیقی حرومه که کار هممون ساخته است!!)(البته در اروپا مقارن با ظهور فرقه پروتستان و سپس انقلاب صنعتی .حکومت ها از سیستم مذهبی خارج شدند و مردم به این باور رسیدند که به جای منتظر بودن باید استین ها رو داد بالا!!)

حالا این چه ربطی داره به اساتید موسیقی این مملکت و من و شمای نوازنده و دانشجو .یا حتی مخاطب صرف.؟

ما شدیم حکم کسانی که منتظر منجی اسمانی هستند.هیچ دقت کردید هر وقت که جماعتی از اهالی طرب در کنار هم نشستند

همه دارند مینالند که ای برادر مجوز نمیدند .توهین میکنند. این یارو زنه هست . علیلو؟ علی لولوو؟ آهان این خانم علیزاده  ببین چه مملکت افتضاحیه و کی شده مسئول موسیقی یه مملکت.

فلانی. آخه چه مملکتی هست که کل موسیقیش رو فرو کردند  تو یه اتاق فسقلی(حالا واقعا به کار بردن فعل فرو کردن در این زمینه یکم عجیبه نه؟)

آقا دست رو دلم نزار که خونه خونه. 4 ماه دارم میرم میام مجوز ندادند بهم. وقتی اعتراض کردم از اتاق پرتم کرد بیرون.

و ..........................

ببینید چه فرقی هست بین اهالی سینما و تئاتر و ما؟

چه اتفاقی میفته که ساخت ایستگاه مترو دم تئاتر شهر متوقف میشه.؟

خیلی مشخصه وقتی از یک اتفاقی ناراضی هستی باید اعتراض کنی پای اعتراضتم باشی.

در مورد ذکر شده در بالااول از همه رضا کیانیان و فرهاد آییش و چهار تا چهره شناخته شده میرن وامیسن اونجا تا چهارصد تا دانشجو رو هم جمع کنند.نه این که یک دانشجو  بره اونجا تا چهارصد نفر از چهره های شناخته شده هم جمع بشن.

حالا جریان ما دو حالت بیشتر نداره:

1.با این شرایط کنار بیایم تا یه منجی از راه برسه !!!!

2.خودمون دست به کار بشیم و رسما دور هم جمع شیم و اعتراض کنیم. اگه حرفامون رو گوش ندادند لازم شد بزنیم زیر گوششون . بزنیم شیشه اون خراب شده رو هم بیریم پایین تا حقمون رو بگیریم.

این نکته درد اصلی بنده حقیره:

چرا ماها دور هم نمیتونیم جمع شیم.؟

(نگید چون فلانی با فلانی میونشون شکر آبه)

چون بودن و نبودن ما هایی که داریم یاد میگیریم .ما هایی که داریم یاد میگیریم که بعضی  از ما یک روزی بشن اساتید نسل های بعد. اصولا برای اساتیدمون مهم نیست.!!

واقعا برای محمد رضا شجریانی که از بس داد زدیم :استاد دوست داریم . مرغ سحر.!!!

اصلا دیگه این حرف ها روش تاثیر نداره .اصولا واسش مهم نیست که چه بلایی داره  سر ما عاشقان و سالکان بدبخت میاد.

نه واقعا برای کیهان کلهر چقدر مهمه که تو ایران نمیشه اجرا کرد!!!

اساسا چقدر برای حسین علیزلده مهم هست که چند صد تا جون تار نواز برای یک شب اجرا گریشون در اومد.

نه دوستان طرف به فکر جیبشه.

واقعا اون لبخنده پرویز مشکاتیان موقعی که داری بهش ابراز محبت میکنی واقعا برای چیه .

چیزی که من دیدم ابراز رضایتی ازجهت داشتن یک تماشاچیه اضافی توی سالن کنسرت بود.همین!

خلاصه اگه نمیخواید منتظر منجی آسمونی باشید .بهتره بیاید یک حرکتی بکنیم.

ما ها اونقدر آدم های بدبختی هستیم که حتی اساتیدی که یک عمر براشوت گریبان چاک و سینه فراخ کردیم . بیشتر از این که به فکر ما نسل بعدی ها باشند به فکر پر کردن جیب هاشون هستند.

یا حق

+ نوشته شده توسط پدرام جوادزاده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت 13:47 |

روزي را به خاطر مي‌آورم كه در حال بحثي در باب موسيقي ايراني با تني چند از اهالي طرب بوديم. من در رداي كساني ظاهر شدم كه معتقدند موسيقي ايراني كمترين تاثير را از فرهنگ ديگر ملل گرفته است.

اندك زماني گذشت، مطالعات پراكنده‌ام ادامه يافت تا روزي متوجه شدم حتي زماني كه مي‌گوئيم موسيقي ايران، در كنار نام مقدس ايران واژه‌اي يوناني را به كار برده‌ايم. تاريخچه بكار بردن اين واژه به قبل از نگارش كتاب الموسيقي الكبير فارابي برمي‌گردد.

فهميدن اين نكته تلنگري بود برايم تا متوجه ديدگاه غلطم شود.

مطالعات و تحقيقاتم ادامه يافت تا به كتاب رساله الشرفيه ، صفی الدین ارموی رسيدم. آن زمان بود كه به فكر چگونگي تغييرات نظام ساختاري موسيقي ايران از مقامي به دستگاهي افتادم.

موسيقي مقامي با ساختار خاص خود و مدگردي‌هاي پياپي كه در برهه‌هاي مختلف زماني در جاي جاي خاور ميانه جريان داشته است. اين نيز سندي ديگر از تاثير پذيري و تاثير گذاري موسيقي ايراني از ديگر ملل (به همين دليل است كه در هنگام گوش سپردن به موسيقي اعراب هميشه نغمات آشنايي را مي‌شنويم، شور، همايون و ابوعطاء و ...)

ذهن جستجوگرم قانع نشده بود، داستان ادامه يافت. نكات مشترك بسيار عجيبي بين موسيقي ايران و ارمنستان بود. باور كردنش برايم سخت بود كه در رپرتوار موسيقي آذربايجان نغماتي با عنوان شور و سه گاه موجود است.

در تركيه جريان طور ديگري است. قوم كرد كه در هر دو كشور ساكنند از منظر ديگري بين اين دو فرهنگ نزديكي ايجاد كرده بود.

باز هم قانع نشدم. كشف مشتركات موسيقي ايران با كشورهاي ديگر از خاور دور تا جنوب آفريقا ، هيجان غريبي در وجودم افكنده بود. كشفيات ادامه داشت.

چين و ماچين مقصد بعدي‌ام بود. در اين مسير نگاه عميقي به موسيقي هند انداختم. حتي در ژاپن يا پاكستان همه‌جا رد پاي موسيقي ايران ديده مي‌شد. يا شايد هم رد پاي همه نام‌هاي ذكر شده در موسيقي ايران.

در اين سفر معراج‌گونه گذري بر فراز اروپا كردم. مجارستان ، اوكراين، بلغارستان و سرآمد همه اسامي ذكر شده يونان. در همين ايام اثري به دستم رسيد، همنشيني سازهاي ايران با موسيقي كوليان اسپانياني كه در كشور ماتادورها انتشار يافته بود.

و عجيب‌ترين تجربه :

يك موزيسين راك آمريكايي در كنسرت خود قطعه‌اي به نام دشتي داشت و با ادوات الكترونيكي خود گيلكي مي‌نواخت.

گويي در اين قرن مشتركات طور ديگري به حيات خود ادامه مي‌دهد.

داستان ادامه داشت ....

+ نوشته شده توسط پدرام جوادزاده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 10:20 |