تبليغاتX
ساز ایرانی
ساز ایرانی
                                               دلواپسی

یادم میاد روزی رو که اولین پیشنهاد موسیقی فیلم بهم شد .فکر کنم سال اول دانشگاه بودم.یه فیلم کوتاه که طبق روال فیلم های کوتاه با بودجه خیلی کم تولید شده بود.

شاید اگه اون فیلم کوتاه نبود .پیشنهاد های بعدی هم در کار نبود و من با یک سری از بهترین تجربیات زندگیم سر و کله نزده بودم.

شاید این چند سطر  یه تشکر ابلهانه ای باشه از کسی که روزهای خوشی رو برام رقم زد روزهایی که پر بود از انرژی  و....

شاید هم تشکر  کوته فکرانه ای باشه . از کسی که بر حسب اتفاق هم سفره شدیم و دستی به ساز و طربی و حالی و ....

تشکر به خاطر این که شب با صفایی بود و...


چند روز پیش بود .شاید هم از چند روز یکم بیشتر .هوا بارونی و من هم طبق روال پشت شیشه پنجره اتاق در حال نگاه کردن به دیوار سیمانی مشرف به حیاط که در زیر بارون مثل تابلوی نقاشی دیدنی و جذاب و در عین حال خوف انگیز .ایستاده بودم.

ساز دمه دست بود و قلقلک میداد که برم پیشش بشینم  و با هم چاق سلامتی کنیم!!!!

یه ویر عجیبی افتاد به جونم که سعی کنم  صدای چک چک بارون رو تو سازم تصویر کنم.

هر چی زور زدم نشد.شاید چون که به قول یکی از دوستان داشتم با مغزم ساز میزدم نه با دلم.

القصه رفتم پشت بوم خونه.زیر بارون ایستادم. وقتی که تنم کم کم داشت با قطرات بارون آشنا میشد .تازه فهمیدم که مشکل کجا بود . من تجسمی از بارون تو وجودم نداشتم .

وقتی برگشتم تو اتاق همون توری خیس خیس نشستم پشت ساز .شاید رگبار نبود ولی میشد چند قطره بارون توی سازم پیدا  کرد.


تازگی ها دارم یاد میگیرم که باید ثابت قدم باشم.زندگی چیزی نیست که بشه خیلی زود از پسش بر اومد .


حوصله کردم و یه نگاهی  به پست های قبلیم انداختم .

اوایل خیلی خام و بچه گانه .

اواسط پر هیجان و پراکنده .

 این اواخر شاید کمی پخته تر ولی ....

دقیقا به خاطر همین ولی بالا هست که سعی میکنم کمتر بنویسم .

یا حق

+ نوشته شده توسط پدرام جوادزاده در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 10:59 |