نمونش حکومت اسلامی !!!
میگن تو حکومت اسلامی رهبر باید در حد ضعیف ترین مردم اون جامعه زندگی کنه!
یعنی امام علی که رهبر جامعه اسلامی بود .روی گلیم میخوابید.نان خشک سق میزد!در حالی که خودش کلی زمین و باغ و...داشت.
ولی رهبر مملکت ما .سوای اینکه انتخابی نیست بلکه انتصابی هست! به هر ماشین تولید کارخانجات داخلی هم یک قرآن یک میلیون تومنی میفروشند(درآمد روزانه بیت رو حساب کنید)
حالا کدوم یکی از مردم مملکت ما تو خانه فقیرانه مرمری زندگی میکنند!؟ و کدومشون درآمد نجومی دارند خدا داند!!
بگذریم .
یکی از مصداق های این واژه ها داستان سنت و مدرنیته هست.
در روزگار امروز ما اصولا اسم سنت یا سنتی که به میان میاد. همه یاد چیزی تو مایه های خرابه های تخته جمشید میافتند.یعنی یک اثر موزه ای که فقط باید سالی یک بار برای تفریح سراغ آن رفت!
در واقع برداشت جامعه ما از سنت .کالبد مرده ایست که فقط و فقط به علت اینکه مومیایی شده است از خراب شدن یا حداقل از نابود شدن در امان مانده و مدرنیته جوان رعنا و بسیار زیبایی است شبیه به غلامان بهشتی که اصولا همه چیزش خوبست و قابل احترام.!
داستان زمانی جالب تر میشود که این دو واژه و در واقع پیروان سینه چاک این دو نهضت فکری به مرزهای یکدیگر دوخول میکنند.!
نمونه این دوخول کردن ها.اساتید موسیقی ایرانند.
مثلا جناب مجید خان کیانی !
استادی که امروز شده اند مصداق ونماینده سنت موسیقی !
حالا این آدم سنتی که از صبح تا شب قربان و صدقه دوران گاری و پشکل و ردا و...میرود سوار بی ام دبلیو و بنز ...میشود وما کجای این فرهنگ نحیفمان خوروی فول اتومات داریم .باز هم خدا داند!
البته دوستان مدرن گرا هم کم دخول نمیکنند.
نمونه این دخول و خروج کردن ها دوست سه تار نوازی بود که خرقه به تن میکرد و پینک فلوید مینواخت و فکر میکرد خیلی هنرمند است!
به خوبی به یاد دارم بحث های فرسایشی و گه چند ساعته ای را که با دوستا ن و استاتید در دانشگاه بر سر موسیقی امروزی و دیروزی یا حتی پری روزی رخ میداد!
درد اینست که موسیقی مدرن فقط بستن انواع و اقسام پاساژ و آرپژ به ساز همانند بستن آب به آش نیست!
موسیقی مدرن یک تفکر است . تفکر مدرن هم از زندگی مدرن سر چشمه میگیرد.
و وقتی زندگی ما در ایران مدرن نیست جگونه میخواهیم اثر مدرن خلق کنیم .نه تنها زندگی ما مدرن نیست که بخواهیم موسیقی مدرن خلق کنیم بلکه نیازی هم به خلق موسیقی مدرن در جامعه خود نداریم.!
موسیقی مدرن که هیچ ! کدام یک از مردم عادی جامعه ما به موسیقی باخ و موتزارت نیاز دارند.!
شوپن کجای زندگی مردم ماست؟.کما اینکه حسین علیزاده هم جایی در زندگی مردم آلمان ندارد.
عمق فاجعه این جاست که عزیزی در حال سخنرانی برای جماعتی از باب موسیقی مدرن بود و آواز خواندن شهرام ناظری را مدرن قلمداد میکرد!!. و ابلهان دراز گوشی که پایین نشسته بودند هم الکی کله میانداختند و تصدیق میکردند .
نکته اینجاست که در واقع حتی اردوان کامکار هم موسیقی مدرن خلق نمیکند!با تمام عشق و احترامم به ایشان کجای ساز زدن اردوان کامکار مدرن است که دوستان عزیزی که از محضر ایشان بهره برده اند فکر میکنند در حال فراگیری موسیقی مدرن هستند.!!
کدام یک از حضراتی که دم از موسیقی مدرن میزنند میتوانند دو دقیقه در باب تفکر موسیقی مدرن صحبت کنند.
شاید علیرضا مشایخی یک استثنا باشد .
هر چند یکی از دوستان که در آلمان نقاشی مدرن میخواند وقتی که همراه هم به کنسرت علیرضا مشایخی رفتیم گفت :
چه کاریه با تار و سنتور و نی موسیقی مدرن اجرا کنیم .
حرف او همیشه در گوشم بود .هست و خواهد بود.شاید آنروز اصوات خوشحال جناب مشایخی کمی ناراحت بود که ما را فراری داد ولی ...
ختم کلام عزیزانی که موسیقی مدرن کار میکنند دم از عطار و سعدی میزنند !و عزیزانی که دم از سنت میزنند سوار ماشین روز دنیا میشوند موبایل فلان به دست میگیرند. و فکر میکنند تمام زندگی خود را مدرن یا سنتی کرده اند.
یا حق

